زیرنورموضعی عده ای درحال احیا قلبی جوانی هستند ماساژ قلبی وسایر کارهای مربوطه به احیا قلبی را انجام میدهند.جوان به آرامی چشمهایش را باز میکند به آرامی مایعی به او میخورانند یواش اورا از زمین بلند میکنند.جوان به عمق صحنه نگاه میکند(نور کل صحنه رافرا میگیرد)درعمق صحنه طناب داری با چارپایه زیرآن نمایان میشود در دوطرف صحنه وطناب دار دو میز دیده میشود.دریک طرف میز هیت محکمه ترازویی که در یک کفه آن برای حفظ تعادل سنگ ترازویی قرار داده اند دیده میشود وردرآنسو شهود وتیم پزشکی قرار دارد. یکنفر ازهییت محکمه از روی کاغذ مطالبی رامیخواند که برای ما نامفهوم است.وسپس جوان را روی چارپایه قرارمیدهند طناب دار رابه گردنش انداخته دستهایش رااز پشت میبندن.با اشاره همان مرد کاغذ خوان چارپایه از زیرپای جوان زده میشود تاریکی کل و سکوت کل صحنه را فرا میگیرد...
همین -بهار ۸۶