تبليغاتX
آيلا
دیر وز تا دیدمش یقین کردم که حتما اتفاقی افتاده. چشمهای همیشه مهربان وزیبایش درچهره 

مردانه اش گویی سالها غم فرو خورده اش را یکجا میخواست بیرون بریزد!مثل همیشه آرام بود ومتین به احترامش وبه بزرگیش نتوانستم سکوتش را بشکنم.آهسته گفت آمپول آوانکس بالاخره بادو روز تاخیر رسید(آوانکس مخصوص بیماران ام.اسی است که هرهفته بستگی به بیماری باید تزریق گردد)گفتم اهری جان مگر دوروزتاخیرنداره ؟گفت چرا ولی چاره چیه!!میگن همین امروز از تهران رسیده اونهم سهمیه سی نفر از سیصد نفرمریض منتظر!!!حالا ماشانس آوردیم به مارسید!غمی سنگین از پشت چشمانش تا قعرچشمش دوید وبعدباآهی بهمراه خنده تلخی ازگوشه لب همیشه خندانش نقش بست فهمیدم دردی تا اعماق وجودش را میخلدوروحش راآزار میدهد.گفتم چیه؟یه نمه همچین دمغی!با تلخخندی گفت دو ماه قبل این آمپول را گرفتم چهل هزارتومان ماه قبل خریدم شصت ودو هزارتومان اماامروز میدونی بچه ها اینو دارو رو چند گرفتن؟؟؟گفتم:باتورمک موجود فوقش صدیا صدوبیست هزارتومان.خندید. با تعجب گفتم یعنی صدوپنجاه هزارتومان؟ به آرامی گفت: دویست وسی هزارتومان!!!دوداز کله ام بلند شد گفتم چند؟ دوباره با تمنینه گفت:دویست وسیهزارتومان!دهنم خشک شد احساس کردم گلوم داره میسوزه.یواش پرسیدم مگه نه اینکه این دارو هرماه باید سرموقع تزریق بشه؟حالا با این اوضاع واحوال بیچاره مریضا چیکار کنن؟؟؟اهری درحالیکه سرشو پایین انداخته بود گفت:حالا دکترش میگه که اگه به موقع تزریقش نکنن تاثیرش از بین میره!پس باید سرموقع تزریق بشه!با اینکه خوب میشناختمش وبه روحیه ش کاملاآشنام که اصلااهمیتی به مادیات نمیده ولی با اینحال بهش گفتم: والله سخته هرماه اینهمه پول بدی واسه چهارتاآمپول؟گفت خدا شاهده که اصلا ازبابت پولش ناراحت نیستم ناراحتی ودلگیریم از اینکه چطور به اون بقیه مریضاکه از تمام استان پاشدن وبه امید گرفتن دارو اومدن به تبریز نه ونداریم وتموم شد بگن؟مریضا وخانواده هاشون چه حالی پیدا میکنن؟خودم با تمام وجود تلخیی این نه رو لمس کردم !بعد به آهستگی در حالیکه احساس میکردم صداش میلرزه ونمیخواست کسی چشمهای مهربونش ببینه خداحافظی کرده ودرتاریکی شب محو شدرفت ومن با کلی سوال وتمنا تنها گذاشت  ؟؟؟؟؟چرا این دارو که مخصوص بیماران خاص به شهرستانها ارسال نمیکنن ؟فرض کنیم این هم یک نوع کمک به مردم مقاوم لبنان که شب تو تلویزیون اعلام میشه وصبح اول وقت چادرهای کمک تو کل کشور برپامیشه...........چرا داروباید اینهمه گرون باشه مریضهای کم درآمد چگونه از عهده این مخارج بر بیان نمیتونیم فرض کنیم که اینها هم جزو مجروحان انتفاضه فلسطین هستند ورایگان به مداوایشان بپردازیم ومخلص کلام اینها ایرانی هستند وبوالله چیزی کم از برادران افغانی ندارند.................... ...... نمیدانم شاید هذیان میگویم!!!!!نظر شما ارجحتر است

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 22:49 توسط رضا
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

محرم هرسال که میرسه تازه تر ازتازه ای وارد میدان میشه . اصلا مایادمون رفته که محرم/ اول سال نو عربهاست.و بهمین خاطر عربهای بدوی جنگ دراین ماه را حرام میدانستندواین ماه رو به شادی وعیش و شراب وشعر میگذراندندوبعد ازقیام امام حسین(ع)عزاداری برای شیعیان مرسوم گردیدومتاسفانه این عزاداری درزمان صفویان بشدت تحریف گردید. ومتاسفانه همه ساله بر شدت این تحریفها افزوده میگردد وتنها چیزی که ازیادمان رفته شجاعت وشهامت امام حسین(ع) میباشد.هییتهای عزاداری گوی رقابت رااز همدیگر میربایند وهمه ساله شاهد رکورد شکنی این هییتها هستیم:رقابت برسر مرثیه خوان گرانتر (هر چند بگفته خوداین مرثیه خوانان نوکرامام حسینن ولی دستمزدهای بعضا چند میلیونی میگیرند)که هر چه مرثیه خوان گرانتروآشنایی با نوحه هایی به سبک استانبولی بیشتر لاجرم مشتری بیشتر ونیز درآمد بیشتر......ادوات صوتی ونوری مدرنتر هرساله چندین میلیون تومان صرف خرید سیستمهای صوتی ونوری آنچنانی میشود ......معاذا...طبلهای سامورایی به قطر چندین متر که قابل حمل بادست نبوده وحتما باید توسط وانت حمل گرددودر صورت نواختن شدیدقابلیت ایجاد ۴درجه ریشتر زلزله رادارند.......علم وکتلهای بزرگ وبسیط وطویل که هرچه قدراز فاصله زیاد دیده شود بهتراست(اول محرم یکی از هییتهاعلمی خرید به قیمت چند میلیون تومان که خدارا شاهد میگیرم درآن محله چقدر فقیر دارد که شبهاگرسنه سر بربالین میگذارند وهنوز محله شان خاکی وبدون تیر روشنایی است).......................

ودراین میان آنچه ازیادمان رفته است :۱-مظلومیت ودرعین حال شجاعت امامحسین(ع)

۲-کسانی که در خانه تیماردار مریض و کودکان ونوزادانی که احتیاج به استراحت دارندوسروصدای ناشی ازطبلهای سامورایی وسنج وبلندگوهای پیشرفته مخل آسایشان میگردد

۳-دستگیری ازمحرومین که واجبتراز خرید اقلام پیشرفته هییتهاست

۴-جلو گیری از خودنماییهاو................ دیگر نگویم بهتر است یا اگر شمابگویید بهتراست....

+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 23:40 توسط رضا
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |